تعدادی از ضرب المثل‌های لری رایج در شهرستان شازند

اَسبِ خرمُنَه نِه هیِ بار اِکِنَن = اسب از خر جا مانده را هی بار می‌کنند.

اَیَرکلا آقاسِه نِیده بید، ادعا شایی اِکرد = اگر کلاه پدرش را ندیده بود، ادعای شاهی می‌کرد.

خواجه خر ناره، رُوهً خَرَه= خواجه خر ندارد برود بخرد.

خرمُنْدَه به یه چاشی بُندُه= خر مانده و خسته با یک هش می‌ایستد.

سا هُفت داسِش تیزَه= دروگری که سایه می‌خوابد داسش تیز است.

کور ز تیاش ترسه، کچل ز سرِس = کور از چشم‌هایش می‌ترسد کچل از سرش.

کُر خو سی هرکه با، سرمایه نیخوآ= هرکسی پسر خوب داشته باشد سرمایه نمی‌خواهد.

گِردَ هُونَه قاضی بسیاره، اما شماره داره = خانه قاضی گردو بسیار است اما شماره دارد.

یتیم کومس درا جونس هم درا = یتیم که صبرش سرآید جانش درآید.

اوقدر برو خونه خالو، که بکنه زیر پاته جارو = آنقدر برو خانه دایی که زیر پایت را جارو کند.

ایماهه الماسیم، سردریه کرباسیم = ماهمه الماسیم، سر در یک کرباس داریم.

تا ناز آما نیاز، تا جور آما بساز = تا ناز آمد نیاز کن، با جور زمانه بساز.

تا تونه وایی یارمه، خدا مِسازه کارمه = تا تو یار من باشی خدا کارم را می سازد.

چقو دسَه خوشه نمورَه= چاقو دسته خودش را نمی‌برد.

حرفِ سرد مهر گَرمِنه موره = حرف سرد مهر گرم را از دل می‌برد.

خدا خِرِنه دیه شاخ وَش ندیه = خدا خر را شناخت که بهش شاخ نداد.

خونه دوکیوانو، خاکش میا تا سر زانو = خونه دو کدبانو خاکش میاد تا سر زانو.

خورده کنگر، انداخته لنگر = کنگر خورده لنگر انداخته.

دوغ که وم نمه یی، په چه کاسه مشکنی = دوغ که بهم نمی دهی پس چرا کاسه ام را می‌شکنی.

سنگ به در بسته مواره = سنگ به در بسته می‌خورد.

عممه اینم سر هممّه = عمه این هم سره همه

قوم زنکه لقمه زنه، قوم مردکه در مزنه = اقوام زن لقمه می‌گیرند، اقوام مرد در بسته را می‌زنند.

کچل نوا، که همه کچل طالع نره = کچل نشو، همه کچل‌ها شانس ندارند.

گرگ که پیر شو، میشه رقاص سگ = گرگ که پیر شد رقاص سگ می‌شود.

لوینه دگشنه مرده بی، مگفتن کلوا کشتش = آسیابان از گرسنگی مرده بود، می‌گفتند نان شیر مال کشتش.

آوو گفتن چونه همیشه صدات میا، گفت همنشینم سنگه = به آب گفتند چرا همیشه صدایت بلند است؟ گفت: همنشینم سنگ است.

پت که وریسا، تیه تیه نه هوره = دماغ برداشته شود چشم، چشم را می‌خورد.

تش که روشه بووه، گُپ گَپ سی بووه = چراغ که روشن می‌شود لقمه بزرگ رو سیاه می‌شود.

جیجونه آخر پوییز شمارنن = جوجه را آخر پاییز می‌شمارند.

خوش اِ آسیاوو میا، احوال آسیاوون پرسی = خودش از آسیاب می‌آید حال آسیابان را می‌پرسد.

اوسات کردم، اوجارمه بردی = استادت کردم ابزارم را بردی.

برار نابرار اجرش وا خدا = برادر نابرادر اجرش با خدا.

تا کُچکی نکی، گَپی نرسی = تا کوچکی نکنی به بزرگی نمی‌رسی.

تراز گروَه تا در کاه دو = مسیر راست و همیشگی گربه تا در کاهدان است. (کنایه از رفت و آمد افرادی به جای معین)

تُف دِ دَس پتی، اَرکور شایی = تف به دست خالی حتی اگر چه پسر شاه باشی.

جا ناره وامینه جا موهُفته = جا و مکان ندارد وسط می‌خوابد.

چش دِ خوش سیَ بی، سرمه داخلش کرد = چشمش سیاه بود سرمه هم کشید.

حرف دِ گپ درمیا = حرف از دهان در می‌آید. (اهمیت دادن به گفته‌ها و وفای به عهد)

خدا که بیه بَنَه کیَه = اگر خدا بخواهد بدهد بنده کیست؟

خدا والاش داره = خدا طرفش را دارد.

خدام سیت= خدایم برای تو.

دِ دیت کور بیم، وتَشِت روسه نویم = از دودت کور شدم اما با آتشت گرم نشدم.

درخت که بار میره، سرشه وهار میره = درختی که بار می‌دهد سرش را پایین می‌گیرد.

دیر رو، دورس بیا = دیر برو ولی درست بیا

دَ دیوُ درمنه، دِ باوو شرمنه = از دیوان درمانده از پدر هم شرمنده

زیه وِ هفتا آوو، قاووش تَرنیَه = به هفتاد آب زده مچ پایش هم خیس نشده.

سر گپ ها زیر لاف = سر بزرگ زیر لحاف است. (ماجرا دنباله دارد و خاتمه نیافته است)

شمه نکردش خش، بردش سی جورش = شنبه هوا خوب نشد رفت تا جودرو.

صد پهلونه مرده وِ غازی = صد پهلوان مرده به یک پول خرد.

کلشیر گُسنه، خرمنجا سوخته وِ خاووِمین = خروس گرسنه جای خرمن سوخته را به خواب می‌بیند.

ملیچک امسال، جیک جیک پارسال = گنجشک امسال، جیک جیک پارسال.

میره نارم، بچه میارم = شوهر ندارم بچه دار می‌شوم. (گرفتار شدن بدون دلیل و تقصیر)

نه خر گِلّمِسه، نه هیزه دِرِسه = نه خر زمین خورده نه مشک پاره شده. (اتفاق مهمی نیفتاده است یا هنوز دیر نشده است.)

وش گُتنَ ای خر دِ پَمَه دِرآر = بهش گفتند این خر رااز پنبه دربیاور.(جلوگیری از کسی که در کاری زیاده‌روی می‌کند)

هیچُم نداره اِشکِنَه، گوزُم درخته مِشکِنَه = آش اشکنه‌ام هیچی ندارد، باد شکمم درخت را می‌شکند.